counter create hit

مطالب مرتبط:

ماجرای "وزیر پزشک خانواده" و سرانجام "چراغی" که قرار بود شهرها را روشن کند

۱۴سال از زمان تصویب «نسخه شفابخش نظام سلامت ایران» در دولت هشتم می گذرد، اما این معادله همچنان چندمجهولی باقی است و به سرانجام مقصود نرسیده است...

خداکرمی: پذیرش استعفا قبل از درمان معنا ندارد

رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران از نجفی خواست که درمان کند؛ اما استعفا ندهد.

متن استعفای نجفی در ۲۲ اسفند ۹۶: به قصد اصلاح سیستمی فساد آلود، همه تهدیدها و توهین ها را پذیرفتم و دم برنیاوردم

محمد علی نجفی شهردار تهران امروز در جلسه علنی شورای شهر استعفای خود را قرائت و به هیات رئیسه شورا تقدیم کرد. به گزارش ایسنا، نجفی در این استعفانامه که به تاریخ ۲۲ اسفند ماه ۱۳۹۶ نوشته شده، مهمترین علت استعفای خود را عارض شدن بیماری جدید و طولانی بودن درمان آن بیا ...

رابطه ی داروهای مسکن معده و خطر ابتلا به سرطان

مهار کننده های پمپ پروتون (PPIs) برای سرکوب تولید اسید در معده استفاده می شود و یکی از محبوب ترین داروهای در جهان است، ولی یک مطالعه جدید نشان می دهد که مصرف طولانی مدت دارو می تواند خطر ابتلا به سرطان معده را تقریبا به 250 درصد افزایش دهد. استفاده روزانه PPI با ...

تفاوت درد بارداری و پریودی، چطور تشخیص دهیم؟

آیا درد ناشی از پریودی است یا بارداری؟ شما با توجه به شرایط زندگی خود امیدوار هستید تغییر حالت روحی و گرفتگی عضلات به خاطر پریودی باشد.

سیگار 400 نوع سرطان را به دنبال دارد

معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی قزوین با بیان اینکه هر چه میزان مالیات افزایش یابد مصرف دخانیات کمتر خواهد شد، گفت: پیشنهاد ما به مسئولان ذی ربط این است که عوارض و مالیات بر دخانیات بالاتر رفته و در این خصوص تدابیر پیشگیرانه جدی تری اتخاذ شود. ...

مصرف زیاد نوبرانه ها مضر است

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی یزد و متخصص طب ایرانی گفت: مصرف زیاد چاغاله موجب سستی و رخوت می شود و در بیماران مبتلا به عارضه میگرن می تواند تشدید علائم را به دنبال داشته باشد. ...

علائم ابتلا به سکته مغزی / آلودگی هوا موثر در ایجاد عوارض مغزی

دبیر علمی بیست و پنجمین کنگره بین المللی نورولوژی و الکتروفیزیولوژی بالینی ایران با اشاره به ارائه جدیدترین دستاوردهای علمی در حوزه بیماری های مغز و اعصاب در این کنگره، گفت: یکی از شایع ترین بیماری های مغز و اعصاب، سکته مغزی است که اختلال تکلم، ضعف اندام ها (دست و پا) که ...

گزارش اقدامات امدادی هلال احمر در نوروز/تست رایگان قند خون

رئیس سازمان امداد و نجات به همراه رئیس سازمان جوانان جمعیت هلال احمر، به تشریح اقدامات این دو سازمان در ایام نوروز پرداختند.

هاشمی: شهردار تهران دوباره استعفا کرد/ بررسی استعفا در جلسه فردا

محسن هاشمی رفسنجانی، رئیس شورای شهر تهران گفت: پس از رای دیروز شورای اسلامی شهر تهران در مخالفت با استعفای دکتر نجفی ایشان طی نامه ای، ضمن تشکر از اعتماد و حمایت شورا، اظهار کرده اند که با نظر پزشک معالج خود جهت انجام عمل جراحی و آغاز درمان، امکان ادامه حضور در م ...

روش هایی برای درمان مو و پوست سر چرب

روش هایی برای درمان مو و پوست سر چرب

مو و پوست سر چرب همیشه یه کابوس برای همه زنانی هست که به دنبال زیبایی و لطافت موهاشون هستن. گذشته از هر چیز موهای صاف، ابریشمی و سالم روی شخصیت فرد اثر زیادی میذاره و همچنین باعث بیشتر شدن زیبایی انسان میشه. چربی مو اگرچه میتونه به خاطر داشتن م ...

درمان افسردگی در زنان، ماهی بخورید!

پزشکان در یک بررسی جدید با بیان اینکه ماهی غذای مغز است، اظهار داشتند...

هشدار نسبت به افزایش بیماری های گرمسیری در مناطق زلزله زده /آخرین وضعیت بیمارستان سرپل ذهاب

نماینده تام الاختیار وزیربهداشت در مناطق زلزله زده با بیان اینکه با آغاز فصل گرما ممکن است بیماری های گرمسیری افزایش یابد، از سمپاشی یک میلیون و ۱۰۰ هزار مترمربع از مناطق زلزله زده به منظور دفع حشرات موذی و خزندگان خبر داد. ...

سرطان پستان در مردان، علت اصلی

مردان در معرض ابتلا به سرطان پستان هستند و نباید بی تفاوت از کنار آن عبور کنند.

عفونت ادراری در زنان، راه درمان قطعی

چند سالی هست که مکرر عفونت ادراری می گیرم، چطور میشه از این حالت جلوگیری کرد؟

درد بعد از ای وی اف، طبیعی است؟

دوازده روزه آی وی اف کردم و درد پریودی از همون موقع که کاشت انجام دادم دارم.

در انتظار نظر قطعی پزشک معالج / مصدومیت ربیع خواه نگرانی جدید پرسپولیس

در انتظار نظر قطعی پزشک معالج / مصدومیت ربیع خواه نگرانی جدید پرسپولیس

روز گذشته محسن ربیع خواه مصدوم شد و به نظر می رسد در بازی با السد غایب باشد.

درمان رفلاکس را جدی بگیرید/ خوراکی های بیماری زا نخورید

فوق تخصص بیماری های گوارش و کبد با اشاره به راهکار های درمانی رفلاکس، گفت: این بیماری در صورت درمان نشدن ممکن است به سرطان مری تبدیل شود.

هرج و مرج از کلمات در "ضربان" href لیست

آشوب کلمات در «ضربانِ» کلاریسی لیسپکتور

در در این زمان جمعیت اوکراین با فقر شدید و گسترش بیماری های عفونی STDs تخفیف نرم بودند. یکی از قربانیان ، لیست بود که بعد از محلی که در آن زمان تنها راه درمان و نجات از این بیماری به و من می دانستم که. Href مادر خود را در خود را متناسب با اما پایان زندگی حتی در آخرین کتاب "بیت" (ع) و.... چرا که حتی اگر نجات از مرگ می دانم. نجات از مرگ, دانه, اصلی, حرکت رمان "ضربان قلب". تلاش برای احیای سند چشم انداز - پاپ هستند.   کلاریسی لیسپکتور در سال ١٩٧٧ در مصاحبه‌ای درباره نقش امروز نویسندگان برزیلی گفت: «تا حد ممکن کم‌ حرف بزنند!» اما عجیب است که خودش این قاعده را در رمان «ضربان» رعایت نمی‌کند و بی‌‌وقفه حرف می‌زند. خودش با خودش واگویه می‌کند. خودش در نقش مؤلف با شخصیت داستانش، «آنجلا» هر دو مونولوگی درونی دارند. اگر تاریخ مصاحبه دقیق باشد که گویا هست و کلاریسی چند ماه بعد از این گفت‌وگو می‌میرد، «ضربان» معنای وجودی خود را کامل می‌کند. کلاریسی با خلق آنجلا درصدد است تا کار ناتمامی را که در حق مادر نتوانست انجام دهد در نجات زنی خیالین بازیابد: «انگار می‌نویسم تا جان کسی را نجات بدهم. جان خودم را شاید. زندگی از جنم جنونی است مرگ‌سرشته. پس زنده‌باد مرگی که ما در آن زیست می‌کنیم». رمان «ضربان» گره‌گشایی از معمای هستی و مرگ است. جز نویسنده اثر، مؤلفی هست که آنجلا را خلق می‌کند تا درونیات خودش را کشف کند. تا خودش را از کلاف هستنده‌ها خلاص کند. اما آنجلا، مخلوقِ مؤلف تن به این قاعده نمی‌دهد و هستی را معمایی‌تر می‌کند: «زندگی روزمره ذله‌ام می‌کند. هم از این است که ناچار می‌نویسم. یکی یک‌روزه است زندگی‌ام. و ازاین‌رو گذشته‌ام، اکنون است و آینده. سراپا سرگیجه‌ای محض... زیستن ساحرانه است و یکسر به شرح درنیامدنی... زندگی‌ام برساخته از تکه‌پاره‌هاست و بر آنجلا نیز همین می‌رود». مؤلف، مَرد است و آنجلا زن خیالینِ راوی: «تفاوت بین من و آنجلا محسوس است. من، عزلت‌گزیده‌ای در تنگ جهانک هول خود، نابلدِ از در درآمدن در زیبایی‌هایی بیرون از منم‌ام نفس‌کشیدن. آنجلا، شوخ‌شنگ، قشنگ، غلغله‌ای از دینگ‌دانگ دینگ‌دانگِ ناقوس‌ها. من، چنان چون که تخته‌بند سرنوشت، آنجلا به سبکبالی آدمی که عاقبتی‌ش نه.» لیسپکتور در انتخاب مؤلف و شخصیت قاعده همسان‌سازی را برهم می‌زند. مؤلف مرد است و شخصیت، زن. در صورتی که راحت‌تر آن بود که مؤلف هم‌چون کلاریسی، زن می‌بود، شخصیت مرد که این‌گونه نمی‌شود. با این جابه‌جایی نویسنده دست خود را باز می‌گذارد تا با آنجلا به هرکجا و هرکس و هر ایده یورش ببرد. درواقع خالقِ واقعی، آنجلاست. با این کار جای خالق و مخلوق عوض می‌شود. این مخلوق است که می‌خواهد خالق را نجات بدهد. سبک لیسپکتور در رمان «ضربان» علیه خود و علیه مقلدانش است. او با تن‌ندادن به تقلید دوباره از خودش، مقلدانش را هم دست‌به‌سر می‌کند: «تصدیق می‌کنم که مقلدانم از خودم بهترند. تقلید پالوده‌تر از اصالتی است ناخالص. به گمانم کمی از خودم تقلید می‌کنم. بدترین سرقت آدمی، سرقت ادبی، سرقت ادبی آدم از خودش است».بازگردیم به آخرین گفت‌وگوی کلاریسی لیسپکتور.   کلاریسی کی تصمیم گرفتی نویسنده‌ای حرفه‌ای بشوی؟ هیچ‌وقت. من حرفه‌ای نیستم فقط هرموقع دلم می‌خواهد می‌نویسم. من آماتورم و اصرار دارم که همین‌طور بمانم. نویسنده حرفه‌ای تعهد شخصی به نوشتن دارد. یا به دیگری تعهد دارد که بنویسد. اصرار دارم تا حرفه‌ای نباشم تا آزادیم را حفظ کنم. کلاریسی، حرفه‌ای‌نبودن را راه رهایی می‌داند. رها و یله هم‌چون ضربان، هم‌چون دم حیات که تن به هیچ کلیشه‌ای نمی‌دهد. ضربان، سیل کلمات است، کلماتی هذیانی نه هذیانی آشفته و مغشوش. جنون آگاهی که در کارِ کنارزدن پرده هستی است. «مؤلف: من مؤلفِ زنی‌ام که خود ابداعش کردم و آنجلا پرالینی نامیدش. با او خوب کنار می‌آمدم. ولی او به زحمتم انداخت و دیدم باز ناچارم نقش نویسنده‌ای را برعهده بگیرم که آنجلا را به قالب کلمات درمی‌آورد». کلاریسی، هم جای خالق زندگی می‌کند هم جای مخلوق، و مهم‌تر از همه اینکه می‌داند خودش نیز  خالقی دارد. خالقی که هستی‌اش را رقم زده است. با خلق آنجلا دردسر مؤلف بیشتر می‌شود، از سویی در مجادله و معاشقه با خالق خویش است و از سوی دیگر با مخلوق خویش. و در این هنگامه سیل هستی سر بازایستادن ندارد و آنجلا نیز در کار نوشتن است تا مخلوق خویش را بیافریند. اگرچه مؤلف توان نوشتن او را باور ندارد و می‌اندیشد آنجلا سبکسرتر از آن است که از این عهده برآید: «آنجلا اقدامی است از جانب من به قصد دو بودن هرچند شوربختانه، چنین که برمی‌آید ما به یکدیگر شبیه‌ایم و او نیز می‌نویسد زیرا من از تنها چیزی که سررشته دارم کنش نوشتن است.»      باز به گفت‌وگو بازمی‌گردیم.   نویسنده‌ای از جوانی که می‌خواهد نویسنده شود می‌پرسد اگر دیگر نتوانی بنویسی آیا می‌میری، کلاریسی من هم از شما همین را می‌پرسم؟ فکر می‌کنم و حتی ننویسم مرده‌ام.   چطور کتاب‌هایت را می‌نویسی؟ معمولا صبح زود. صبح‌ها ساعت موردعلاقه من‌اند.   کی بیدار می‌شوی؟ چهارونیم، پنج بیدار می‌شوم. می‌نشینم سیگار می‌کشم و بعد قهوه‌ای می‌خورم. وقتی می‌نویسم هر ساعتی از روز یا شب، هر چیزی که به فکرم می‌رسد، یادداشت می‌کنم. باید هر روز کار کنم.ضربان، طغیان کلمات است آشوب کلمات، جنبش ناب. الهام و شهود سحرگاهی است. این سیل کلمات خواننده را مفتون می‌کند و چون تخته‌پاره‌ای به این‌سو و آن‌سو می‌برد. آهنگ کلمات بوی مرگ و وداع می‌دهد و در درهم‌تنیدگی مفاهیم رمان «ضربان» نشان می‌دهد نویسنده در تلاش است در بازمانده عمر خویش معنا و معمای هستی را دریابد و نقاب از رخ مرگ بردارد. از این منظر است که ننوشتن را مرگ می‌داند.    این روزها به چیزهای ساده به شکل پیچیده نگاه می‌شود. احتمالا من ساده می‌نویسم و مسائل را بزرگ نمی‌کنم. «ضربان» داستان مؤلف نیست، داستان آنجلاست. آنجلایی که ناخواسته به هستی پرتاب شده است و چون کودکی به همه‌چیز عشق می‌ورزد و هرآنچه سرراهش قرار می‌گیرد بدیع است. او می‌خواهد با نوشتن، حضرتش را خشنود کند اما حضرتش که توان نوشتن او را باور ندارد نظاره‌گر او است. نظاره‌گری که مفتون مخلوق خود شده و در او مستحیل می‌شود. آنجلا فریاد مخلوقی است که اگر ننویسد می‌میرد.   با هرکار تازه‌ای متولد نمی‌شوید و جان نمی‌گیرید؟ خب، فعلا مرده‌ام. شاید بعدا دوباره متولد شوم اما فعلا مرده‌ام. من از گور حرف می‌زنم. کلاریسی لیسپکتور می‌داند یک‌بار برای زندگی فراخوانده و برگزیده شده است. آنجلا نیز این را می‌داند: «باید آنجلا را مورد عفو قرار دهم. باید از سبکسری‌اش چشم‌پوشی کنم. آخر او به فروتنی حد خودش را می‌داند: می‌داند که تنها یک‌بار فرا خوانده و برگزیده خواهد بود، موقعش به تصمیم جناب مرگ است اما من یکی که خود از قبل حاضریراقم و کم‌وبیش در آماده‌باشِ فراخوانم».     این سایه جناب مرگ است که بر سر رمان «ضربان» سنگینی می‌کند و گذر بی‌رحم ثانیه‌های بی‌امان را به رخ می‌کشد. خالق و مخلوق اسیر دست جناب مرگ‌اند، باید سیلاب کلمات را سرازیر کرد، باید مرگ را فرو کاست به زمان. اگر خواننده رمان نتواند خود را به دست این امواج کلمات بسپارد و با آنان بالاوپایین برود، به‌یقین از خواندن بازخواهد ماند.   بی‌دلیل نیست که بنجامین موزر، مترجم انگلیسیِ آثار لیسپکتور این‌گونه او را وصف می کند: «کلاریسی نه ساله بود که ویرجینیا وولف سؤالی را طرح کرد که بعدها کلاریسی آن را نقل کرد؛ چه کسی باید حرارت و خشونت قلب شاعر را بسنجد زمانی که در جسم زنی گرفتار می‌شود. پدیده کلاریسی بسیار عاطفی است. ما روزی در هاروارد بودیم و دوستم آرتور گفت، بالاخره فهمیدم که کلاریسی نویسنده نیست. او کلیساست.»رمان «ضربان» (دم حیات) با ترجمه‌ درخشان پویا رفویی اخیرا در نشر ناهید منتشر شده است.